۱۳۹۹ سيزدهم آذر - 04:17 ق.ظ

گفت و گوبابهرنگ قدرتی آهنگساز و تنظیم کنندهبا فقر نگاه نو در موسیقی پاپ مخالفم

با فقر نگاه نو در موسیقی پاپ مخالفم

نوای فارس-بهرنگ قدرتی متولد اول فروردین ماه سال هزار و سیصد و پنجاه و شش در تهران است. او موسیقی را از سن سيزده سالگی شروع کرد. بعد از کسب تجربیات عملی در زمینه موسیقی در نوزده سالگی به مدت دو سال، تئوری و هارمونی موسیقی کلاسیک را نزد استاد علیرضا مشایخی و در کلاسهای آزاد دانشگاه سوره گذراند. وی فعالیتهای جدی موسیقی خود را از سال 1375 و با موسیقی بازی رایانه ای " فتح خرمشهر" آغاز نمود که در نوع خود بی نظیر بود. چرا که تا آن زمان هیچ بازی رایانه ای در ایران تولید نشده بود و طبعا هیچ موسیقی بازی رایانه ای. در سالهای بعد در زمینه های مختلفی آهنگسازی و تنظیم کرده است که موسیقی مجموعه های تلویزیونی، تله فیلم و فیلم های سینمایی، آلبوم های پاپ، تئـاتر، انیمیشن و نرم افزارهای چندرسانه ای از آن جمله اند. همچنین وی مشغول آهنگسازی و تنظیم مجموعه های موسیقی بدون کلام و باکلام است که اولین محصول آن با نام ترانه های دریایی اخیرا منتشر شده است. همچنین آلبوم بدون کلام جدید او به نام " هلهله در باد" بزودی منتشر خواهد شد.

او دركنار همه اين فعاليت ها بیش از ده سال است كه دانسته ها و آموخته ها خود را در وبلاگ شخصي خود در حوزه هاي تئوري موسيقي، نقد آلبوم هاي موسيقي ، دائره المعارف موسيقي ، و ... منتشر و در اختيار همگان گذاشته است. هم اكنون وي پس از پانزده سال فعاليت در بخش هاي مختلف موسيقي توجه خود را بيشتر بر روي ساخت موسيقي پاپ و موسيقي فيلم ، سريال و تئاتر متمركز كرده است.

وی از معدود هنرمندانی است که توانسته  همکاری های مشترکی نیز با خوانندگان ترکیه ای داشته  باشدکه بسیار مورد استقبال مخاطبین  داخلی و خارجی قرار گرفته است.

 

اینکه تاکنون چه فعالیت هایی در زمینه موسیقی داشته اید را کاملا توضیح بدهید.

سعی کردم در هر حوزه ای که احساس میکنم می توانم حرفی بزنم حضور داشته باشم، بهمین دلیل از موسیقی برای بازی های رایانه ای گرفته تا فیلم سینمایی و موسیقی پاپ و تئاتر انجام داده ام.

 

 چرا موسیقی پاپ را انتخاب کردید؟

در واقع تحولات در موسیقی پاپ سریعتر از سایر حوزه ها اتفاق می افتد ، البته به همان سرعت هم از خاطر می رود! ولی چون تقاضا برای موسیقی پاپ بیشتر است من هم سعی دارم بیشتر در این قسمت متمرکز باشم.

 

با موسیقی در سبک های دیگر نیز می شد به مردم نزدیک شد. نمی شد؟

خب در اینجا باید به یک بحث جانبی اشاره کنم که در نهایت به پاسخ سوال شما هم خواهم رسید. پدیده ای در دنیای هنر وجود دارد بنام " سرگرمی سازی " که اگر فهمیده شود کمک فراوانی به فروش آثار و مقبولیت آنها نزد مردم خواهد کرد. بعنوان مثال همانطور که در سینمای هالیوود شاهد ظهور این پدیده هستیم. مثلا فیلمی است که کلا از ژانر این فیلم لذت نمی بریم ولی وقتی فیلم را می بینیم نکته های سرگرم کننده ی این فیلم توجه ما را جلب و تحسین ما را بر می انگیزد. در موسیقی نیز همین است بعضی موسیقی ها بسیار هنری و فنی هستند و برخی خیلی دم دستی و نخ نما . سرگرمی سازی به ما کمک می کند نبض جامعه را احساس کنیم و مطابق با آن محصولی تولید کنیم که جذاب و قابل دفاع و مخاطب پسند نیز باشد. البته در سبک های دیگر موسیقی هم می توان این جذابیت را ایجاد کرد و آثار و گروه هایی هم هستند که توانسته اند محبوبیت قابل توجهی نزد مردم داشته باشند و اصلا پاپ هم نباشند.

 

عمده فعالیت تان بیشتر پیرامون آهنگسازی و تنظیم است. چرا سعی نکرده اید وارد دنیای خوانندگی شوید؟

البته مدتی است که در حال تجربه ی خوانندگی نیز هستم و آهنگ های : من و تو ، وقتشه، دنیامو هیچکسی نشناخت، این روزا، تسکین و اعتراف را خوانده و در فضای مجازی منتشر کرده ام . البته در کنار این فعالیت ها گروهی را با دوتن از دوستانم تشکیل داده ایم که برای خودمان و خوانندگانی که مراجعه می کنند پکیج های موسیقی تولید می کنیم و به لطف خدا تا کنون بازخورد خوبی داشته است.

 

 از دنیای کنونی موسیقی پاپ در ایران بگویید. فکر می کنید این موسیقی در ایران از چه جایگاهی برخوردار است.

به اعتقاد من موسیقی پاپ ایران در حال گذر از دوره ی افراط و تفریط است. گویی عقده ی همه ی سالهایی که موسیقی پاپ اجازه ی فعالیت نداشته یا به نوعی محدود بوده قرار است در این دوره باز شود. بهمین خاطر برای همه این رسالت شخصی ایجاد شده که می بایست در موسیقی پاپ به نوعی حضور داشته باشند. البته این دوره هم گذراست. اما حالا می توان به جرات گفت که موسیقی پاپ تقریبا تمامی کرسی ها را از آن خود کرده است. و هم مردم و هم رسانه ها از موسیقی پاپ لذت بیشتری می برند. و باید بگویم که موسیقی مخصوصا در زمینه ی تنظیم الکترونیک پیشرفت شایانی داشته است.

 

 بحثی که این روزها مطرح است این است که همه به نوعی کپی کار شده و از روی دست هم تقلید می کنند. در این باره چه نظری دارید؟

اینهم یکی از معضلات این روزهای موسیقی پاپ ماست. همانطور که قبلا اشاره کردم حجم نقل و انتقال و سرعت در این حوزه بسیار زیاد است و این فرصتی به تولید کنندگان نمی دهد که بستری جدید و نگاهی نو را در آثاری که تولید می کنند بگنجانند.

به شخصه با الهام گرفتن از استایل و الگوهای یک قطعه موافقم اما باکپی کردن نه بدلیل رعایت حقوق مصنف بلکه بدلیل ایجاد "فقر نگاه نو در موسیقی پاپ" موافق نیستم . این کار باعث عدم شکوفایی خلاقیت ها و ایده ها می گردد. به محض اینکه کاری اصطلاحا "می گیرد همه در تلاشند که نمونه ای دقیقا مشابه آن را تولید کنند و امیدوارند که مثل همان کار بگیرد! و بنظر من این کمی بچگانه به قضیه نگاه کردن است. هنرمندان ما می بایست طرفدارانی غیر ایرانی در خارج از مرزهای خودمان داشته باشند که مطمئنا با کپی کردن به این مهم نخواهیم رسید.

 

پیش زمینه موسیقی پاپ، ترانه است. فکر می کنید ترانه در جایگاهی به موازات موسیقی ایستاده است؟

ترانه سرا با کلمات و واژه های خود وارد دنیای ذهنی مخاطینش می شود و به نوعی به او ایده، فکر، احساس می دهد. در بخش ترانه هم همین مسایل هست منتها به گونه ای دیگر، این روزها هرکسی که حتی ساده ترین قواعد اوزان (چه عروضی و چه غیر عروضی ) را نمی داند قلم به دست گرفته و خود را ترانه سرا می نامد. دایره واژگانی محدود، استفاده نابجا از واژه ها، ناآشنایی با ریتم و مصوت ها باعث می شود که بسیاری از ترانه های ما فقط بشکل تعدادی کلمات کنار هم قرار گرفته بروز کنند و نه تفکر و نه ذهنیتی تاثیرگذار به مخاطب بدهند. گرچه که این روزها شکل دیگری از ترانه را ما روی ملودی می شنویم که قطعا این شکل کارِ ترانه سرایان را سخت تر خواهد کرد.

 

 وضعیت ترانه را چطور ارزیابی می کنید؟

البته من کارشناس ترانه نیستم و صرفا نظر شخصی خود را ارائه می کنم . به اعتقاد من ترانه هم مثل موسیقی با پیشرفت هایی همراه بوده و ما کارهای زیبایی را می شنویم که ترانه هایشان بیاد ماندنی است.... ولی این در واقع بخش اقلیتِ ترانه ی ایران است و بخش اکثریت همان ترانه های دم دستی است و همان سرعت و شور و هیجان کاذبی را دارد که ترانه و موسیقی ما را به جایی نخواهد رساند.

 

 فکر می کنید موسیقی پاپ ایران در بازارهای جهانی حرف برای گفتن داشته باشد؟

ما برای حضور در بازارهای جهانی می بایست ابتدا خودمان بازار موسیقی داخلی رسمی داشته باشیم و بعد توقع داشته باشیم که بتوانیم در بازارهای جهانی هم حرفی برای گفتن داشته باشیم. البته حرکت هایی صورت گرفته ولی مشکل ما نداشتن بازار رسمی

و رقابتی است. اینجا ارتباطات حرف اول را می زند نه خلاقیت و شایستگی! و کلی کار باید انجام داد تا شرایط جهانی شدن محقق شود.

 

 برای جهانی شدن چه باید کرد؟

ما برای جهانی شدن باید به زبان جهانی صحبت کنیم. در حال حاضر چند قطعه انگلیسی داریم که قابل رقابت با موسیقی های درجه سه اروپا و آمریکا باشد؟ چقدر سعی کردیم استانداردهای جهانی موسیقی را درک و در آثارمان لحاظ کنیم؟چه تعداد از آثار موسیقی پاپ ما در خارج از ایران و دربازارهای بین المللی حضور دارند؟ جدای از این چند کانال تلویزیونی رسمی مختص موسیقی داریم؟ به اعتقاد من برای جهانی شدن خیلی کارها هست که باید انجام دهیم. بشرطی که واقعا بخواهیم!

 

منبع : اختصاصی نوای فارس
به اشتراک بگذارید :
برچسب ها


عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q